پگاه حوزه
(١)
آموزش عالى و چالشهاى فرارو - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
تاملى مفهومشناسانه در بحران -
٢ ص
(٣)
بم از منظر مردمشناسى - فیاض ابراهیم
٣ ص
(٤)
مدرنيته و افسانه كنترل مرگ و مير - راهدار احمد
٤ ص
(٥)
انتخابات مجلس هفتم رفتار گروهها و جناحها و مشاركتحداكثرى مردم -
٥ ص
(٦)
نگاهى به پيشينه و پرونده گروهك مجاهدين خلق در عراق -
٦ ص
(٧)
از انسانشناسى توحيدى تا انسانشناسى فلسفى معاصر - پارسانیا حمید رضا
٧ ص
(٨)
نگاهى فلسفى به فروپاشى ماركسيسم -
٨ ص
(٩)
نظم نوين جهانى و بومشناسى فرهنگى -
٩ ص
(١٠)
نقد و بررسى كتاب ژئوپليتيك شيعه - لک زايى نجف
١٠ ص
(١١)
اسلامى سازى معرفت در حوزه اقتصاد - لک زايى نجف
١١ ص
(١٢)
فصل فاصلهها
١٢ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - مدرنيته و افسانه كنترل مرگ و مير - راهدار احمد
مدرنيته و افسانه كنترل مرگ و مير
راهدار احمد
جنگهاى مدرن;
در طول تاريخ، جنگها يكى از عوامل تشديدكننده مرگ و مير بودهاند. تاريخ جوامع انسانى پر از جنگهاى خانمانسوز است كه در فاصلهاى كم، شمار زيادى از انسانها را به كام مرگ كشانده است; در عين حال، نوعى تفاوت چشمگير ميان جنگهاى پيش از مدرنيته و پس از آن وجود دارد، به گونهاى كه آمار تلفات تنها يكى از جنگهاى پس از مدرنيته (مثلا جنگ جهانى دوم با بيش از ٥٠ ميليون كشته)، مىتواند با تلفات همه جنگهاى پيش از آن در طول تاريخ برابرى كند. مهمترين علت اين امر اين است كه پيش از مدرنيته، اين انسان بود كه مىجنگيد و از سلاحهاى جنگى به عنوان ابزار استفاده مىكرد، اما پس از مدرنيته اين سلاحها هستند كه مىجنگند و انسانها را به ابزارى در جهت كارايى خود تبديل كردهاند. جنگيدن انسان (جنگهاى سنتى) با جنگيدن سلاحها (جنگهاى مدرن)، به لحاظ كميت تلفات ناشى از آنها تفاوتهايى دارد;
الف. در جنگهاى سنتى، احتمال خسته شدن جنگجو بسيار بيشتر از جنگهاى مدرن است; چه اينكه در جنگهاى سنتى از آنجا كه جنگجو زره و كلاخود بر تن و شمشير و نيزه و سپر در دست دارد، نمىتواند بيش از چند ساعت مبارزه كند، او مجبور است، ساعاتى كنار بنشيند و استراخت كند. اين در حالى است كه در جنگهاى مدرن، جنگجو به جاى نيزه، شمشير و... تنها گلوله رها مىكند و يا تكمه را فشار مىدهد. طبيعى است كه هرچه زمان تعطيلى جنگ افزايش يابد، تلفات كمتر خواهد بود.
ب. پايان جنگهاى سنتى بسيار زودتر و راحتتر از جنگهاى مدرن است، زيرا ماهيت جنگهاى سنتى كه مقتضى جنگ تن به تن و روىدرروى است، در روحيه و روان طرفين درگير تاثير بيشترى دارد. در جنگهاى سنتى، بسيار اتفاق مىافتد كه اهل يك خانواده يا يك فاميل، در دو طرف جنگ قرار گرفته باشند، در اين صورت، اتفاق مىافتد كه دو برادر، دو پسر عمو، دو دوست نزديك و... در مقابل يكديگر قرار بگيرند. اين نحوه تقابل در آنها اين سؤال را ايجاد مىكند كه به راستى چرا بايد به دستخود برادرم را بكشم و... ؟ اين امر موجب دلسردى طرفين از ادامه جنگ مىشود. اما در جنگهاى مدرن، هرچند ممكن است كه دو برادر، دو پسر عمو، دو دوست نزديك و... در دو طرف جنگ باشند، اما ماهيت جنگ مدرن به گونهاى است كه آنها كمتر با يكديگر روبرو مىشوند، لذا كمتر تحت تاثرات روحى - روانى قرار مىگيرند.
ج. در جنگهاى سنتى، جنگجو آثار جنايات خود را لحظه به لحظه مىبيند و لمس مىكند; او زنان و كودكانى را كه در نهايت مظلوميت در گوشهاى كز كرده و يا دارند فرار مىكنند، مجروحانى را كه بر روى خاك مىغلتند و ناله مىكنند، خونهايى را كه هر لحظه جارى مىشوند و... همه و همه را مىبينند و همه اينها موجب مىشود كه در ادامه جنگ ترديد كنند و آن را به تعطيلى بكشانند. اما در جنگهاى مدرن، شخصى كه توپ مىاندازد، موشك رها مىكند، بمبباران مىكند و... كمتر از اين احوال خبر دارد، لذا فرصتى براى انديشيدن در اصل جنگ ندارد; او تنها سالها پس از پايان جنگ، وقتى كه اخبار سوخته جنگ پخش مىشود، متوجه مىشود كه چه جناياتى را مرتكب شده است.
د. آمار و تلفات جنگهاى سنتى هرگز به پاى آمار تلفات جنگهاى مدرن نمىرسد; جنگهاى طولانى سنتى مثل جنگ ١٨ ماهه صفين، تلفاتى كمتر و يا كمى بيشتر از ١٠٠ هزار نفر داشته است، اما در جنگهاى مدرن، علاوه بر تلفات انسانى بسيار زياد، حيوانات، گياهان، محيط زيست، شهرها و... هم آسيبهاى جدىاى پيدا مىكنند; براى مثال وقتى در سالهاى پايانى جنگ جهانى دوم، بمب اتمى امريكا در هيروشيما منفجر شد، علاوه بر اينكه تمامى ساكنين اين شهر كشته و مجروح شدند، حيوانات، گياهان و ساختمانها نيز آسيب ديدند، بلكه از اين فراتر، تا ٣٠٠ سال پس از اين فاجعه، كودكان آسيبديدگان اين فاجعه نيز داراى نقص عضو، اختلال روانى و... خواهند بود. اين در حالى است كه اين جنايتبزرگ عليه بشريت، تنها در ظرف زمانى چند دقيقه صورت گرفته است! «يك بمب فقط لازم نيست كه موجب مرگ و مير و نقص عضو بسيارى از مردم شود، بلكه اگر پلوتونيوم در هواى يك شهر پراكنده شود، وسعتى معادل ٦٠ كيلومتر را به مدت ١٠٠ هزار سال آلوده خواهد كرد». (١)
با اين اوصاف، آيا مىتوان تنها به اين دليل كه مدرنيته موجب تقليل و كاهش مرگ و مير كودكان زير يك سال شده است، از آن تجليل كرد؟ مدرنيته كودكان را زنده نگاه داشته است تا در بزرگسالى آنها را گلولهباران كند و يا نسل در نسل او را معلول و ناقص سازد!
جنگهاى مدرن; اعترافاتى باورنكردنى اما واقعى
در جهان كنونى مخارج نظامى، در هر دقيقه، بالغ بر دو ميليون دلار امريكا است، در حالى كه بيشتر از دو ميليارد نفر از جمعيت كره زمين در بينوايى و فقر زندگى مىكنند و پانصد ميليون نفر از اين عده، غذاى كافى ندارند و هميشه گرسنه هستند!... دهشتانگيز اين است كه تنها هزينه يك زيردريايى اتمى امريكا، برابر با بودجه سالانه آموزش و پرورش دوازده كشور رو به توسعه است. با بهاى يك زيردريايى اتمى، مىتوان در جهان سوم هزاران مدرسه ساخت. (٢)
١. مخارج نظامى
امروزه با بهاى يك تانك زرهپوش، مىتوان ١٠٠ هزار تن برنج را كه مصرف سالانه نيم ميليون نفر در كشورهاى جهان سوم است، فراهم كرد و يا ١٠٠٠ كلاس درس براى ٣٠ هزار دانشآموز بنا نمود. همچنين بهاى يك هواپيماى نوع جديد، مساوى استبا مخارج تاسيس ٤٠ هزار داروخانه كوچك در روستاها. همچنين با نيم درصد مخارج نظامى مىتوان، سالانه به اندازهاى وسايل و ابزار كشاورزى براى كشورهاى عقب نگاه داشته شده فراهم كرد كه ظرف چند سال در زمينه توليد مواد غذايى خودكفا شوند. (٣)
از هر دلارى كه دولت فدرال در سال ١٩٨٧ خرج كرده است، ٥٣ سنت آن را براى جنگها - گذشته، حال و آينده - پرداخته است. در سال ١٩٨٨ نيروهاى مسلح امريكا، شامل دست كم ٢٥٠٠٠ سلاح هستهاى، دو ميليون سرباز، ٥٠٠ ناو جنگى عظيم، ٨٠٠٠ هواپيماى جنگى و ٨٧١ عدد تاسيسات داخلى ارتش بوده است. ٢٠٠٠٠ پيمانكار ارتش، براى توليد دهها هزار سيستم سلاحهاى مختلف كار مىكنند. انرژىاى كه ارتش از جامعه مىبرد، اختلالات عظيم اجتماعى به بار مىآورد. اين اختلال در هيچ جا چشمگيرتر از ارقام مربوط به بىكاران نيست.
افسانه شايع اين است كه هزينه دفاع كار توليد مى كند، اما واقعيت اين است كه بر اساس بررسى «گروه پژوهش مصلحت مردم ميشيگان» ، به ازاى هر ميليارد دلارى كه به بودجه ارتش افزوده مىشود، مردم ١١٦٠٠ فرصتشغلى را از دست مىدهند. «انجمن بينالمللى ماشينيستها» در بررسى خود نشان دادهاند كه «بودجه ١٢٤ ميلياردى پنتاگون، بيكار شدن ١١٨٠٠٠ شهروند ماشينيست را در پى دارد. گزارش ديگر ماريوس اندرسن حاكى است كه تجهيز ارتش از سال ١٩٨١ تا ١٩٨٥ به بهاى بيكار شدن ١١٤٦٠٠٠ امريكايى تمام شده است. هرچه سلاحهاى امريكايى انرژى بيشترى به كار برند، پيچيدهتر و گرانتر خواهند شد و مسايل اجرايى دشوارتر افزايش خواهند يافت; هزينه افراطآميز و بىنهايت زياد، صورت مبتذلى پيدا مىكند.
زيردريايى تريدنت ٤٠٠ ميليون دلار بيش از آنچه بر آورد شده هزينه بر مىدارد. هرچه سيستم سلاحهاى ما پيچيدهتر مىشود و حضور نظامى ما در جهان گستردهتر مىگردد، انرژى بيشترى بايد مصرف شود تا تشريفات فزاينده ادارى ارتش بر پا نگه داشته شود.
به گفته ايرل راونال تحليلگر پيشين دپارتمان دفاع، كمتر از ٣٠ درصد بودجه دفاعى ما در راه دفاع مستقيم از كشور و منافع اساسى آن خرج مىشود و بقيه آن صرف تلاش ملى ما در حفظ حضور نظامى در سراسر جهان مىشود....
همه ملل جهان با هم ٤٠٠ ميليارد دلار براى تهيه جنگافزار خرج مىكنند كه دقيقهاى ١ ميليون دلار است. جنگ و آماده بودن براى آن، تقريبا ١٠ درصد توليد كل جهان از كالا و خدمات را به خود مىگيرد. اين مقدار معادل كل توليد ناخالص ملى متجاوز از نيمى از جمعيت جهان است. (٤)
بودجه توليد سلاحهاى ميكروبى در امريكا در فاصله سالهاى ١٩٨٠ تا ١٩٨٨ ميلادى چهار برابر شده و به ٦٠ ميليون دلار بالغ شده است. در آلمان نيز اين بودجه تقريبا چهار برابر شده و از شش ميليون مارك در سال ١٩٨٧ به ٥/٢٣ ميليون مارك در سال ١٩٩٠ رسيده است. (٥)
٢. عشق به جنگ
يك ژنرال آمريكايى در خلال يك سخنرانى چنين گفت: «جنگ براى ما بسيار آشناتر از صلح است. ما با شيوههاى كشتن بيش از هنر زندگى كردن آشنا هستيم. براى ما بمب راز سر به مهرى نيست، ولى موعظه مسيح به شمار اسرار است». ملت امريكا كه وطنش را در پى تجاوز، تخريب و كشتار گروهى ديگر پديد آورده است، در زواياى مغز خود و در ژرفاى وجودش، عشق به تجاوز، تعدى و تخريب را، حتى اگر شده با نغمههاى رقيق موسيقى، در آميخته است.
٣. اقتصاد جنگى
آنچه در امريكا جالب توجه است، اين است كه اقتصاد اين كشور همواره بر پايه اقتصاد جنگى است و اين اقتصاد در عين حال در اختيار بخش خصوصى قرار داد. مهمترين ارتباط ميان بخش خصوصى و دولت در امريكا، توافق و هماهنگى ميان مصالح نظاميان و شركتهاى بزرگى مانند ژنرال موتورز است. ژنرالهاى ارتش آمريكا و مديران شركتهاى بزرگ در اين كشور، طرح اقتصاد جامعه را مىريزند و در مورد هرگونه ساخت و باخت اقتصادى - سياسى تصميم مىگيرند و آنگاه به سياستمداران كشور اطلاع مىدهند و آنان هم چارهاى جز پذيرش آن طرحها و تصميمها ندارند، و گرنه در صورت كمترين انتقاد يا ايرادى از كار بركنار مىشوند. در اين ميان، آنان كه كمترين تاثير و دخالتى در اين امور ندارند، مردم هستند كه همه كارها در اين دموكراسى، ظاهرا به نام آنان و براى آنان انجام مىشود. در آمريكا حتى كشيشها و مؤسسات رسمى و مذهبى نيز در خدمت ماشين جنگى قرار گرفتهاند.
٥. جهان تكمهاى
سهم عمده و كار برجسته علم و تكنولوژى نوين در ساخت و پرداخت جهان امروز، توليد گسترده سلاحهاى كشنده و ويرانكننده است كه روز به روز وحشتناكتر مىشود. جهان تكمهاى امروز، جهانى است كه با فشار بر يك دكمه، مىتواند نيست و نابود شود. يك ديوانه مىتواند قارهها، شمال و جنوب، و شرق و غرب را با فشار بر يك دكمه در يك يا چند لحظه زير و رو كند و بشر و بشريت را يكسره منهدم گرداند. (٦)
٦. تكثير قابليت امحاى عمومى
«اكنون ما در وضعيتى هستيم كه در آن، نه تنها شمار بيشترى از افراد، بلكه مجموعههاى اجتماعى غيرقابل اطمينانى، به تدريج قابليت نابودى همه ما را به دست مىآورند. در اولين مرحله، تنها ابرقدرتها اين قابليت را داشتند. در آن مرحله، مردم هنوز مىتوانستند خود را متقاعد و آرام كنند كه اين قدرتها توسط گروهى از مردم نسبتا عاقل اداره مىشوند. مرحله بعدى كه اكنون ما شاهد آن هستيم، مرحلهاى است كه قابليت امحاى عمومى، به سرعت، در حال گسترش به شمار كثيرى از كشورهاى كوچكتر است و در نهايتبه دست كشورهايى مىافتد كه يا تحت فشار هستند و يا مورد تهديد قرار دارند و يا به دستحكامى مىافتد كه از لحاظ ذهنى بىثبات هستند و اين احتمالات به گونهاى غيرقابل مهار در حال افزايش است.
مرحله سوم كه ما هنوز بدان نرسيدهايم، اما توالى منطقى دو مرحله قبلى است، مرحلهاى است كه طى آن، سلاحهاى اتمى واجد قدرت تخريبى جهانى، به دست تروريستهاى غيردولتى يا ديگر گروههاى غيرقابل پيشبينى يا سازمانها مىافتد». (٧) و آن وقت هيچ كس در قبال كشته شدن افراد بىگناه، به هيچ جايى پاسخگو نخواهد بود و آن وقت، چيزى كه روزى انيشتين با نهايت تاسف پيشبينى مىكرد، محقق مىشود: «قدرت افسارگسيخته اتم، همه چيز را دگرگون كرده است، جز شيوه فكر كردن ما را، و از اين رو است كه ما در حال لغزيدن به سوى فاجعه بىسابقهاى هستيم; در آن سوى راه، شبح يك نابودى همگانى، هرچه بيشتر نمودار مىگردد». (٨)
٧. سلاحهاى ايذايى
«مطابق گزارشهاى معتبر انستيتوى تحليل سياستخارجى، ساخت و توليد كشندهترين سلاح شيميايى، گاز اعصاب و... به سادگى ساخت و توليد حشرهكشها است. هر شخص داراى كارشناسى ارشد در بيوشيمى مىتواند، در يك گاراژ يا زيرزمين آن بسازد. شخص فاقد چنين مدركى به سهولت مىتواند آن را از يكى از آزمايشگاههاى تحقيقاتى بىشمار در ايالات متحده بدزدد، و حتى بعضى از آنها از طريق سفارش پستى قابل تهيه است. تنها در ايالات متحده، ٥٥ گروه تروريستى در فهرست آنهايى قرار دارند (C. B) شيميايى و بيولوژيكى هستند... ارتش آزادىبخش زيمبيو كه در اوايل دهه ١٩٧٠ در كاليفرنيا فعال بود، گلولههاى خود را به سم آغشته مىكرد و روشن شد كه برنامههاى مكتوبى در زمينه جنگ بيولوژيكى دارد.
در سال ١٩٧٤ يك مهندس ديوانه لسآنجلسى به تكنولوژى ساخت گاز اعصاب دستيافت و سپس ريچارد نيكسون رئيس جمهور را به وسيله نوار ضبط شدهاى كه به كاخ سفيد فرستاد، تهديد كرد.
يك احتمال نگرانكننده اينكه ممكن است، تروريستها به مواد راديواكتيويته دستيابند و تهديد كنند كه يك منطقه را با آن آلوده مىسازند و يا آن را در مخازن آب يك شهر مىاندازند. البته خطر مشابهى هم در رابطه با ديگر سلاحهاى شيميايى رخ مىنمايد; سلاحهاى بيولوژيكى به خصوص از حيث ايذايى بىنظير هستند، مقادير اندكى از اين مواد كه در محلهاى استراتژيك جاگذارى شده باشد، مىتواند تلفات گستردهاى به جاى بگذارد». (١٠)
٨. درصد بالاى خريد و فروش (واردات و صادرات) اسلحه
آمار خريد و فروش سلحه
تجارت اسلحه در ذات خود ماهيتى سرى دارد و كار پژوهشگر را بسيار دشوار مىسازد; به خصوص كه بحث گستردهاى است و ١٥٠ كشور جهان و صدها كمپانى و هزاران دلال را شامل مىشود. بعضى دلالان اسلحه در بخش خصوصى دول استعمارى، پس از خاتمه هر جنگ، سلاحهاى به كار گرفته نشده و يا قدرى معيوب را از طرفين درگير خريده و پس از تعمير، در بازار آزاد جهان عرضه مىكنند كه اين نوع فروشها در آمارهاى رسمى جايى ندارد.
در سال ١٩٩٣ ميلادى، براى نخستين بار سازمان ملل متحد، گزارشى درباره صدور اسلحه در جهان انتشار داد; ارقام اين گزارش تنها صادرات سلاحهاى سنگين، نظير تانك، زرهپوش، توپخانه سنگين، هواپيماى جنگى، كشتى جنگى و پرتابكننده راكتها را دربرمىگرفت و در آن هيچ اشارهاى به ميزان صادرات سلاحهاى سبك، بمب، فشنگ، مسلسل، تفنگ، راكتها با برد كمتر از ٢٥ كيلومتر، كشتىهاى حمل ذخيره آذوقه و سلاح، هواپيما و هليكوپتر غيرمسلح نمىشد.پىنوشت:
١) جهان در سراشيبى سقوط، ص ١٢٩.
٢) جهان امروز و فردا در تنگناى تمدن صنعتى، صص ٧٦ - ٧٥.
٣) تجارت شيطانى، صص ١١٣ - ١١٤.
٤) جهان در سراشيبى سقوط، صص ١٨٠ - ١٨٦، (با تلخيص).
٥) تجارت شيطانى، صص ١٠٤ - ١٠٥.
٦) جهان امروز فردا در تنگناى تمدن صنعتى، ص ٢١٢.
٧) روشنفكران و شكست در پيامبرى، ص ١٢٤.
٨) جهان امروز و فردا در تنگناى تمدن صنعتى، ص ٩٧.٩. Chemical Biological :C.B)
١٠) روشنفكران و شكست در پيامبرى، صص ١٣٠ - ١٣١.